الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

208

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

زمينى را مىبوسم كه ، نعل‌ها و كفش‌هاى او ، آن را زينت بخشيده ، و با نهايت كوشش ، هرآنچه را كه ياد كردم اهدا مىكنم . و درود من از دورترين مكان‌هاست كه هركس در آن ، جاى بگيرد ، در پناه آن ، به تمام آرزوهايش مىرسد درود من به بزرگوارى است كه ، مردمان عازم درگاه او مىشوند و از نزديك و دور ، عزت را ادراك مىكنند ، و به آخرين آرزوى خود نايل مىشوند . و او پناه مردمان است ، و هرچه مىگويند در تعريف اوست . جوانى كه ميمنت و فراخناكى زندگى در دست اوست . ميمنت ، در دست راست او و گشايش و فراخناكى در دست چپ او مىباشد . جناب امير بزرگوارى است كه ، آقاى من است و چهرهء فريباى عالىمقامى و دين‌دارى است كه خدا او را تأييد فرمايد . پس از اين ، آن‌كس كه ، دم از اوصاف تو مىزند ، بنده‌اى است كه ، دست به توصيف تو دراز مىكند و به نهايت آن نمىرسد ، و حقيقت آن را درك نمىكند . از فراق تو شكوه مىكند و در آتش اشتياق تو مىسوزد و كوه صبر او فروريخته و نابود شده است . و من بااين‌كه از تو دور افتاده‌ام ، از مراتب دوستى تو فراموش نمىكنم و به رعايت آن مىپردازم . نامه پاكيزه‌اى از سوى شما رسيد و اندوه مرا مبدل به شادى ساخت . بنابراين قطع مكاتبه دوستى نفرماييد ؛ زيرا ديدن نامهء دوست ، همانند ديدار اوست . حال من خوب است جز اينكه مفارقت شما دل مرا آب كرده و عذاب مىدهد . در عين حال بهترين درود و ستايش و شايسته‌ترين سپاس خود را همراه با دعا اهدا مىكنم . و به برادران بزرگوار خود كه نور چشم منند و دلم متوجه به آن‌هاست ، ابلاغ سلام مىكنم . برادران شما آن‌هايى هستند كه قبيلهء شما را زنده كرده و خدا آن‌ها را زنده بدارد و آن‌ها را از آب رحمت و مغفرت خود بيش از آنچه در تصور آيد ، سيراب سازد . همچنين همسايگان و دوستان شما و آن‌ها كه به خاطرم